ممنونم از همه. ک یادم بودید مخصوصا الی بانوی عزیزخب از اتفاقات قشنگ
این چن وقت بخوام بگم خیلی زیادن پس موردی میگم
۱)جابجایی خونه
۲)رفتن مامانینا از پیشم ونقل مکان به شهری ک پدرشوهرینا هستن یکساعت ونیم فاصله دارن با ما
۳)مسافرت دونفره منو عشق جانم به زنجان .تبریز.استارا خیلی خوشگذشت
۴)عروسی داداش گلم
۵)خرید گوشی ک همسر سوپرایزم کرد
اینها رو بخوام هرکدام رو توضیح بدم کلی طول میکشه.خونمون الحمدلله خیلی
عالیه خیلی دوسش دارم.مامانمینا ک رفتن اوایل برام سخت بود اما عادت کردم
مسافرتمونم خیلی عالی بود.زنجان کلی گشتیم وسینی وشیرجوش مسی خریدم
تبریز هم کلی وسیله خریدم.یکی از مشتری های پدر شوهر تبریزی هست ک
وقتی فهمیدن رفتیم تبریز الحق ک میزبانی رو بر ما تمام کردن واقعا عالی بودن
دستشون درد نکنه خداخیرشون بده.کلی مارو گردوندن.برامون هتل گرفتن.هتل
پارس شاهگلی .خیییییلی فضای خوشکلی داشت.دوشب رو موندیم.عروسی
داداشم هم عالی بود.خیلی خوشگذشت.یکهفته ایی پیششون بودیم قبل عروسی
چن وقتی بود گوشی میخواستم ک همسرقول داده بود تا قبل محرم بخره.یه
روز ک اومد خونه گوشی رو یه دفعه اورد جلوم .هنگ بودم کلا.
خیلی خلاصه نوشتم ببخشید.برامحرم میریم شهرستان انشاالله.
دوستتون دارم .یاعلی مدد.
دلنوشته های من وهمسرم ...